محبت.....

  فرارسیدن ماه مبارک و پر برکت رمضان و میهمانی خدا بر همه شما مبارک باد  

http://www.fati.it2.ir/download/q3.jpg

 

رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در خطبه شعبانیه خود درباره فضیلت و عظمت ماه رمضان فرموده است: «ای بندگان خدا! ماه خدا با برکت و رحمت و آمرزش به سوی شما روی آورده است؛ ماهی که نزد خداوند بهترین ماه‌ها است؛ روزهایش بهترین روزها، شب‌هایش بهترین شب‌ها و ساعاتش بهترین ساعات است.
بر مهمانی خداوند فرا خوانده شدید و از جمله اهل کرامت قرار گرفتید. در این ماه، نفس‌های شما تسبیح، خواب شما عبادت، عمل‌هایتان مقبول و دعاهایتان مستجاب


عشق و محبت .......



خدايا! مرا موهبت آن عطا كن تا به جاي آسودن، به ديگران آسايش بخشم و بجای آنكه ديگران دركم كنند، دركشان كنم و بجای آنكه عشق دريافت كنم، عشق بورزم زيرا با فراموش كردن خويش است كه می توان به هرچيز رسيد؛ با بخشايش است كه بخشوده می شويم و با مردن است كه زندگی ابدی ميابيم

 منطق عشق آن است که هرچه کمتر داری، بیشتر می‌توانی ایثار کنی. مادر نیز برای تولد فرزندش، رنج می‌کشد تا عشق را نثار کودک کند.اگر به واقع یکدیگر را دوست دارید، آن را با ایثار خود اثبات کنید.
 
بدون روح ایثار، بدون زندگی سرشار از دعا، بدون وجودی نادم از کردار بد خویش،قادر به خدمت نخواهیم بود.جنگ و صلح از خانه آغاز می‌شود. اگر به ‌واقع در پی صلح و آشتی هستیم، بیایید آن را از خانواده خود آغاز کنیم

 
نباید آنقدر در ابرها غرق شویم که از درک برادر و خواهر خود عاجز گردیم.عشق واقعی آسمان را بهانه‌ای برای غفلت از محبت به دیگران نمی‌داند.

اگر فروتن باشیم، نه با تمجید دیگران مغرور می‌شویم و نه از توبیخ آنها دلسرد می‌گردیم.

لحظه مرگ، معیار سنجش، مدارج تحصیلی و اعمال خیریه ما نخواهد بود. معیار قضاوت، عشق و محبتی است که انگیزۀ اعمال ما بوده‌است
 
اگر در جهان، ایمان نایابست، علت خودخواهی و خودبینی ما استامروزه همه عجله دارند؛ کسی وقتی برای دیگری ندارد. اما به‌خاطر بسپاریم
که آرامش تنها با داشتن وقت مناسب برای یکدیگر امکان پذیرست.
 
آن هنگام که به سراغ مریضان و نیازمندان می‌رویم،خدا رالمس کرده‌ای.

فقرا به ما بیشتر از آن چیزی که ما به آنها ارزانی می‌داریم، می‌بخشند.
 نسبت به یکدیگر مهربان باشید، بهتر است انسان با مهربانی مرتکب اشتباه شود تا اینکه با نامهربانی معجزه انجام دهد.

در انتهای حیات ، ما بدین سنجیده نخواهیم شد که:چند مدرک دانشگاهی در یافت کرده ایم
چه مقدار از مادیات دنیا برای خود اندوخته ایم
چه کارهای بزرگی انجام داده ایم
سنجش ما بر این اساس خواهد بود که :من تشنه بودم و تو مرا سیراب کردی
من عریان بودم و تو مرا پوشاندی
من بی خانمان بودم و تو مرا اسکان دادی
تشنه ، ولی نه تشنه ی آب بلکه تشنه ی محبت
عریان ، نه فقط از برای لباس بلکه عریان از عزت و احترام
بی خانمان ، ولی نه تنها در طلب خانه ای از خشت بلکه به سبب خروج از عوالم انسانی
بنا بر این ، جسورانه عشق بورز ، احترام کن و بپذیر

محبت واقعی اندازه نمی گیرد، فقط میدهد. چیزهای کوچک واقعاً کوچک هستند، اما امین بودن در چیزهای کوچک چیز بزرگی است.

   کارهای بزرگ از دست ما برنمی آید، اما میتوانیم با عشقی عظیم، کارهای کوچکی انجام دهیم. اگر دعا کنیم، ایمان خواهیم داشت، اگر ایمان داشته باشیم، محبت خواهیم نمود، اگر محبت کنیم، خدمت نیز خواهیم کرد

دعا کردن تقاضا کردن نیست بلکه قرار دادن خود در دستان خدا و گوش دادن به صدای او از اعماق قلب است .

-آدم ها اغلب نامعقول، غیر منطقی و خودخواه‌اند، بهرحال آنها را ببخش


-اگر مهربانی کنی شاید تو را متهم به داشتن اهداف پنهانی و سود شخصی کنند، بهرحال مهربان باش.


-
اگر موفق شوی دوستانی متملق و دشمنانی سخت خواهی داشت، بهرحال موفق باش.


-
اگر درستکار و راستگو باشی ممکن است سرت کلاه برود، بهرحال راستگو و درستکار باش.


-
آنچه را سالها زحمت کشیدی و ساختی ممکن است دیگری به ناگهان از بین ببرد، بهرحال سازنده باش.


-
اگر به آرامش و شادی دست یافتی ممکن است به تو حسادت کنند، بهرحال آرام و شاد باش.


-
نیکی امروز را احتمالاً فردا فراموش خواهند کرد، بهرحال نیکو کار باش
-
بهترین وجودت را به دنیا هدیه کن شاید باز هم کافی نباشد، بهر حال بهترین سعی خود را بکن.


-
خوب می دانی، که آخر سر، همه چیز بین تو و خداست، بهرحال هرگز بین تو و دیگری نبوده است.

در سکوت گوش فرا ده، زیرا اگر دلت انباشته از چیزهای دیگر باشد، نمی‌توانی صدای خداوند را بشنوی. هنگامی که در سکوت دل خود به خداوند گوش فرا می‌دهی، وجودت انباشته از او می‌شود. این به فداکاری نیاز خواهد داشت. اگر واقعاً منظورمان دعا کردن است و می‌خواهیم دعا کنیم باید اکنون آماده باشیم و آنرا انجام دهیم.

اگر نمی‌توانید واقعیت عشق را تشخیص دهید، مشکل از شماست. باید از خود بپرسید، آیا عشق یا حقیقت را قبول دارید؟ از ته دل می‌خواهید آن را بشناسید؟ چگونه می‌توانید چیزی را تشخیص دهید که نداشته با نمی‌خواهید داشته باشید؟ استفاده از واژگان و واژه‌بندی زیبا تنها باعث شیوایی سخن می‌شود.تنها عشق است که باعث زیبایی سخن می‌شود.....

التماس دعا

فال حافظ......

                                طلیعه سخن                           

فال...خط نور بشارتی در افقهای مبهم و تاریک زندگی      

فال در لغت به معنای شگون پیش بینی و پیش گویی و نیز غیب گویی از بد و خوب اینده است که در تداول مرسوم مردم ایران گاه به آن طالع و بخت و گاه آغال گویند.و به این وسیله برخی از حوادث آینده اعم از نیک و یا بد دانسته میشود و این کار با گشودن قرآن یا کتب بزرگان مثل دیوان حافظ و مثنوی مولوی و نظایر آن به تفال شهرت دارد انجام میپذیرد.

فال حافظ شاعر آسمانی نیز همواره یکی از سرگرمیهای مردم ایران در شب نشینیها مخصوصا شب یلداست که هنوز در بین مردم ایرانی مرسوم است.

در انگیزه انسان به تفال دکتر الکسیس کارل در کتاب (انسان موجود ناشناخته)میگوید:انسان عنصری پیچیده و مرموز است که ناشناختی های فراوانی در وجود خود دارد.و از نمونه های بارز آن میتوان از همین توسل و توجه او به فال و فالگیری یاد کرد.مانند توجه به فال قهوه...توجه به فال نخود و در مرحله ی عالی و عقلی استخاره از قرآن و یا تفال از دیوان حافظ که امری رایج است.

در روایاتی که از رسول خدا(ص)نقل شده این است که پیامبر(ص)تفال را دوست میداشت و از فال بد زدن و بد شگونی که در فرهنگ ما به آن(سق سیاهی)گویند دوری مینمود و اصحاب را نیز از آن منع میکرد.

چرا فال میگیریم؟

فال انسان مردد و معطل را از دو دلی و اضطراب خارج ساخته و اورا بهراه(آری)و یا (نه)مصمم نموده و وادار به حرکت میسازد.و لذا وسیله ایست که با ایجاد انگیزه ی روانی امیدواری و تلقین به خیر و خوش بینی را به وی القا میکند.و حتی اورا برمی انگیزد که در صورت خوب نیامدن فال به چاره جویی بیشتر و تفکر و تدبر دیگر بپردازد و بیش از پیش تلاش کند.

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

چند نمونه از فالهای شگفت انگیز تاریخی:

فال اول: حاج معتمدالدوله فرهاد میرزا عموی ناصرالدین شاه ارادت خاصی به خواجه حافظ داشت.او شبهای جمعه و صبحهای عید به زیارت فبر شریف حافظ میرفت. سالی در حکومتش در شیراز خشکسالی روی داد و باران نیامد.مردم برای طلب باران به صحرا رفتند و دست به دعا برداشتند.حاج معتمدالدوله تفالی به دیوان خواجه زد که آیا در این ماه که ذی حجه است باران می اید یا نه. و جواب امد:

سکندر را نمیبخشند ابی        به زور و زر میسر نیست این کار

و بار دیگر حاج معتمد فالی دیگر گرفت که آیا در روز عاشورای ماه محرم باران خواهد آمد.و جواب داد:

دارم امید بدان اشک چو باران که مگر

                                    برق دولت برفت از نظرم باز آید

فورا معتمدالدوله در دل نیت کرد که اگر این فال راست باشد و در عاشورا باران بیاید سنگ روی قبر آن بزرگوار را بزرگتر کند و اطاقکی آهنی برای قبر خواجه بسازد.روز عاشورا باران فراوانی بارید.اما حاج معتمد نذر خود را فراموش کرد. یک روز صبح عید که به زیارت قبر حافظ رفت و از دیوان او فالی گرفت. عهد فراموش شده را خواجه به یادش آورد که:

ساقیا آمدن عید مبارک بادت         آن مواعید که کردی نرود از یادت

و حاج معتمدالدوله شگفت زده و شرمنده بر جای خود میخکوب شد و مات و مبهوت به فکر فرو رفت.

فال دوم:چون خواجه وفات یافت...بعضی از مخالفان وی مانع شدند که او را در قبرستان مسلمانان دفن کنند.پس در این باب بر ان شدند که از دیوان او فالی بگیرند و هرچه از ان فال حاصل اید حاکم بر قضیه باشد.چون تفال زدند و دیوان گشودند این بیت امده بود که:

قدم دریغ مدار از جنازه ی حافظ                          

                                    که گرچه غرق گناه است میرود به بهشت

و مخالفان شرمنده شده و دست از مخالفت باز کشیدند!

چگونه فال بگیریم؟

برای گرفتن فال از دیوان حافظ ابتدا با ذکر نام خدا و اهدای سلام و صلوات به رسول گرامی محمد مصطفی(ص)و خاندان اطهارش سوره ی الحمد و فاتحه را قرائت کرده و به روح پر فتوح شاعر اسمانی نثار نمایید و سپس خطاب به خواجه بگویید:

ای خواجه حافظ شیرازی!تو کاشف هر رازی.من طالب یک فالم...بر من نظر اندازی...تورا به شاخ نباتت قسم میدهم(البته با تجسم نیت در دل)عنایت فرموده و سرنوشت خوب و بد مرا از پشت پرده های مبهم آینده بر من روشن فرمایی.و سپس چشم خود را بسته و دیوان را باز کنید و پاسخ را دریافت کنید.

بر تربت حافظ بنشستم غمناک  

یک عالم عشق خفته دیدم در خاک

ای روح بلند ابدی ای حافظ

اینک مددی به ما بفرست از افلاک

روحش شاد.........

 

یا مهدی ادرکنی(عج)....

                        مهدی موعود شیعه ارواحنا فداء

بنا بر اخباری از کتاب بزرگ مهدی موعود :

آنحضرت در سال ۲۵۵هجری در شهر سامره متولد شده و پدرش امام حسن عسگری(ع)و مادرش نرجس خاتون است.غیبت طولانی خواهد داشت که مردم بسیاری دچار حیرت و سرگردانی شده و از اعتقاد به    اوبرمیگردند و بقیه بر عقیده خود ثابت میمانند.

روز و ماه و سال ظهور اورا هیچکس جز خدا نمیداند.آنگاه در روزی که تمام کره زمین را ظلم و ستم فرا گرفته و بشریت دادرسی نداشته باشد که به داد آنها برسد خداوند متعال او را در شهر مکه آشکارنموده و نخست ۳۱۳ نفر از اطراف شتافته و به سرعت برق یک شبه در آنجا حضور یافته و صبح آنروز با وی به منظور ریشه کن ساختن اساس ظلم و فساد و اصلاح جهان و تشکیل حکومت واحد جهانی و عدالت اجتماعی بیعت میکنند.

سپس جبرییل با صداءی که تمام اهل عالم هر کس به لغت و زبان خود آنرامیشنوند ظهور او را اعلام نموده و نام پدرش را میبرد.آنگاه آن حضرت از مکه حرکت نموده و به کوفه و نجف می آید و در آنجا با لشکری که حداقل ۱۰۰۰۰نفر مردان فداکار و با ایمان خواهند بود قیام میکند.

هر جا گردنکشی و رئیس دولتی و قوم ظالم و بیدادگری باشد همه را نابود ساخته و شهرهای قسطنطنیه و کابل....که در حقیقت ممالک موثر آنروز میباشند فتح نموده سپس به نجف برگشته و سلطنت میکند .حضرت عیسی روح ا لله از آسمان فرودآمده با وی نماز میگزارد و آنحضرت دجال و سفیانی را به قتل میرساند . دینش همان دین اسلام و احکامش احکام پیغمبر و کتابش قرآن مجید است.......

http://www.fati.it2.ir/download/imam_mahdi.jpg

در نتیجه قیام وی همه در صلح و صفا و امن و آرامش با آسایش زندگی میکنند......

 

ادامه نوشته